![]() |
![]() |
|
| گوگوش قلب کشور ما ایران است |
|
پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه ی دلو تو می دونی وقتی از بخت خودم حرف می زنم چشام اشک بارون می شه تو می دونی عمری غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی هر چی بهش می گم تو آزادی می گه من دوستت دارم تو می دونی می خوام امشب با خودم شکوه کنم شکوه های دلمو تو می دونی بگم ای خدا چرا بختم سیاست چرا بخت من سیاست تو می دونی پنجره بسته می شه شب می رسه چشام آروم نداره تو می دونی اگه امشب بگذره فردا می شه مگه فردا چی می شه تو می دونی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:48 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن دانشجوي شكاك (رشته داروسازي مثل نريمان ) : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟ دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد دانشجوي رشته صنايع (قزوين) مثل خودم : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن.......(((((![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 10:33 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن و ساختن عشق یعنی زندگیرا باختن *** عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی لحظه های التهاب |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 7:51 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
وقتی با تموم وجودت عاشقی اما باید از همه ی این احساسات خیلی ساده تر از عاشقیت بگذری! چون فقط وفقط به فکر اونی . بخدا خیلی سخته نگاهتو برای همیشه ازش بدزدی چون اونو دیگه نمیتونی بشناسی! آره واقعا حقیقت داره که وقتی عاشق شدی نباید اون بدونه . خیلی سخته اونقدر سخت که چشماتم دیگه یاریت نمیده ، منم یکی از همون آدما دیگه طاقتم تموم شده چند روز چند ساعت چند سال عاشق بمونم؟ تا کی ؟ هیچ جوری از این موضوع رها نمیشم .اشتباه من اینه که عاشق شدم ؟ مگه من خودمو عاشق کردم !؟ چرا اونی که عاشقم کرد به فکر این نبود که یه روزی مثل الان این حق رو دارم که با همه ی وجودم فریاد بزنم بابا پس تکلیف این همه علاقه چی میشه؟ جز اینه که مثل هربار به جای شکوه راهیه دیاری کردمش که پر از دعای سلامتی و خوشبختیشه !؟ جز اینکه خنده های تصنعیمو بهش تحویل دادم که یه وقت٬ وقت رفتن دلش نلرزه . یه وقت ناراحت نشه ... یه وقت دلش نشکنه ... مثل هربار ٬ نگاه سردمو به زمین خدا میدوزم و حالا توی تنهایی خودم این حق و پیدا کردم با تموم وجودم گریه کنم ولی دیگه چه فایده وقتی هیچ وقت نتونستم بهش بگم پس حق من چی ؟ من از این گریه های یواشکی خسته شدم ! چرا نباید بدونه چی به سره دلم اومده؟ چرا؟چرا منم و اينهمه فکر؟فکری که واقعا فقط مربوط به من نيست...پس اون چی!؟ يعنی وقت همدرد بودن با من هنوز هم نرسيده!؟ مثل همیشه دلم به چشمام و چشمام به فکرم ٬همه به همه دستور میدن دختر صبور باش گذشت کن . این وسط فقط روحمه که دیگه جونی نداره ... و من شرمنده ی چشمام٬شرمنده ی دلی که هربار به يادت که می افته بارونش رو قرض می ده به چشمام... من چی دارم که از خودم دفاع کنم!؟جز اینکه سکوت کنم چون عاشقم؟یعنی ارزش و عدالت عشق انقدر کمه ؟
پس کجايی !؟ بيا بهم بگو ٬ فقط يه چيز ... بيا بهم بگو تو اصلا میتونی اينارو بفهمی !؟ بخدا گمون نکنم اصلا بدونی دارم در مورد چی حرف ميزنم...!!! آره تو راست می گی عشق بچه بازی نيست ! باختی ٬ عزيز من با ختی ٬ همه ميگن تو باختی ! پس چرا من شکستم!؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 13:18 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
. . . به اين مي گن عشق كه واسش جون بدي !
. . . به اين مي گن عشق كه برات بميره ! . . . به اين مي گن عشق كه صداش هميشه باهات باشه ! . . . به اين مي گن عشق كه تو ظرف غذات رژه بره ! . . . به اين مي گن عشق كه يه نفسي هر شب بياد سراغت ! . . . به اين مي گن عشق كه يه خاطره، همه دفترتو پر كنه ! . . . به اين مي گن عشق كه بزرگيتو، تو دنيايه كوچيكش مخفي كني ! . . . به اين مي گن عشق كه كاراي چندش آور شو، تو براش انجام بدي ! . . . به اين مي گن عشق كه حتي تو خوابم ببينيش ! . . . ميبينش ؟؟؟ . . . به اين مي گن عشق كه براش بنويسي، اما خسته نشي ؟ . . . به اين مي گن عشق كه براي با اون نبودن بهونه نياري ! . . . به اين مي گن عشق كه بدون اون همه چي يعني هيچي ! . . . به اين مي گن عشق ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 13:16 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
شوهر مورد علاقه يه دختر در سنين متفاوت
يه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمي دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره مي خواد درس بخونه دختر 22 ساله : او يک شاهزاده با يک قصر مي خواد ادعا مي کنه که خيلي واقع بينه ولي ؟؟؟؟؟مرد ايده آل او بايد پول دار خوش قيافه مشهور هميشه در حسابش پول به اندازه کافي باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند. دختر 32 ساله: کم کم داره بوي ترشي مي ياد ديگه فقط يه مرد خوب مي خواد لازم نيست ورزشکار و خوش تيپ و.. باشه يه کار خوب با حقوق مکفي خونه ماشين و حساب بانکي داشته باشه و غذاهايي که دختر درست مي کنه رو تحمل کنه کافيه دختر 42 ساله :تنها يه مرد مي خواد (بيچاره ترشيد )يه مرد معمولي که ستاره سينما نباشه ورزشکار نباشه اگه يه شکم گنده هم داشت عيب نداره کچل هم بود عيبي نداره فقط يه شوهر باشه دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چي بود باشه دختر بايد خيلي شانس بياره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه دندون مصنوعي هاش رو يادش باشه کجا گذاشته دختر 72 ساله: تعجب نکنيد بعضي دخترا تا اين سن هم عمر مي کنن ولي مطمئن نيستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:36 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:35 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم
با جون و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:34 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 0:33 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 11:12 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
شوهرها:
آلبومها:
1999:BABY ONE MORE NIGHT
2000:OOPS!..I DID IT AGAIN 2001: BRITNEY
2003:IN THE ZONE
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 11:7 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:33 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 14:32 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با نام و یاد خدا و عشق به ایران
با سلام و دورود و عرض خسته نباشید به همه ی شما عزیزان در این کره ی خاکی دوستان خوب ما 3 نفر عاشق و دلباخته ی بانوی بزرگ موسیق شاه ماهی هنر مسیقی ایران و یک دنیا و گل بانوی هر چه ترانه ی ناب ملکه ی زیبائی ها علیا مخدره خانوم گوگوش مشخصات هر کدام ما در زیر ذکر می کنیم ((شیما)) شیما سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ گیتار خواننده ی مورد علاقه : خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد ؟ بریتنی و ریکی مارتین رنگ مورد علاقه ؟ سفید به دلیل اینکه رنگ سفید یعنی آزادی ((نگار )) نگار سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ اورگ و گیتار خواننده ی مورد علاقه ؟ خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد ؟ نانسی و ریکی ماتین رنگ مورد علاقه ؟ مشکی به دلیل اینکه مشکی رنگ عشق ((سحر )) سحر سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ پیانو خواننده ی مورد علاقه : خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد؟ جنی فر لوپز و انریکو رنگ مورد علاقه ؟ آبی به دلیل اینکه رنگ آبی آرامش بخش است تنها جمله ای که هر 3 ما به همه ی بازدیدکنندگان تقدیم می کنیم !!! (( تفکر عشق آزادی )) برای اینکه تا ما فکر نکنیم عاشق نمی شیم حرف عشقم همیشه آزادی!!!!!!! و تمامی عکسها از سایت گوگوش تی وی هست بخاطره این همه زحمت از همه ی این دوستان عزیز و واقعا باید بگیم نازنین تشکر می کنیم و دستان تک تک انها زا می بوسیم خدا پشت و پناهتون |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|