![]() |
![]() |
|
| گوگوش قلب کشور ما ایران است |
|
گوگوش تک ستاره ی آسمان هنر
اینم وبلاگ دیگر فن های گوگوش و ابی دو صدای به یاد ماندنی ؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:18 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
علاقه های شخصی گوگوش از زبان خودش فصل مورد علاقتون کدومه؟ تابستون چه گلی رو دوست دارید؟ رز زرد و ارکیدهعدد شانس برای شما کدوم عدده؟ هفتاتومبیل مورد علاقتون ؟ مینی ماینراز غذا های ایرانی کدومشو دوست دارید؟ دم پختک و چلوکباباز میوه ها چی؟ طالبیاز چه رنگی خوشتون میاد؟ سفیدعزیز ترین موجود زندگی تون کیه؟ مایا دختر کامبیزاستقلالی هستید یا پرسپولیسی؟ استقلالیاز کدوم فوتبالیستها بیشتر خوشتون میاد؟ خداداد عزیزی و علی کریمیاز کدوم فیلم ها ایرانی قبل از انقلاب خوشتون میاد؟ فیلم ها صمد رو دوست دارمبهترین بازیگران ایرانی از نظر شما چه کسانی هستن؟ سوسن تسلیمی و پرویز پرستوییاز خواننده های ایرانی خانم چه کسانی رو دوست دارید؟ پوران حمیرا هلناز بین خواننده ها آقا کدوم؟ داریوش_ ابی_ مهرداد_مارتیکورزش مورد علاقتون چیه؟ شنا و تنیسو در آخر تو دنیا از چه چیزی بدتون میاد؟ از دزد دروغگو و کلاه برداری
ممنون گوگوش نازنین ان شا الله که ۱۰۰۰ ساله بشوی نازنینم آخه شما ها قضاوت گلهای من کدوم خانومی این همه خوش سلیقه هستش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهش خدا تک به خدا گوگوش تکرار نشدنیه
بزنید نمی دونید چقدر نازه زیباست یادتون نره ؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 9:55 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
نفس اگه حتی بين ما فاصله يك نفسه نفس منو بگيربرای يكی شدن اگه مرگ من بسه
روي تن پوشت بدوزوقت عريانئ عشق با همين طرح حقير
من و عاشقانه بود رستن از پيلهء خواب ای كليد قفل شعر خواب شاعرانه بوداز ته چاه سكوت تا بلندای صدا هم صدا بودی عزيزحدس رو گردون شدن از من و از راه ماباور بی ياوری خوب ديروز و هنوز طرحی از من بر صليب
در حريق تن بسوزتو بگو غيبت دست غيبت هر چه نفس بين ما فاصله نيست
بگير مواظب به خودتون باشه ان شا الله که این سال جدید با شادکامی شروع کردید و با افتخار و خوبی به پایان برسونید خوشحال می شم بهم سر بزنید باور کنید اینجا وقت نمی شه که آن بشم اگر آن بشم سعی می کنم برای همه ی عزیزانم آف و میل بزنم دوستون دارم بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:2 توسط نگار و شیما و سحر |
|
می گویند وقتی گوگوش می خواند خیلی ها با او همصدا می شوند و ترانه هایش را زمزمه می کنند . خیلی ها که حتی از نسل او نیستند نیز زیر لب ترانه هایش را زمزمه می کنند این ویژگی منحصر به فرد ترانه های گوگوش و شاخصه متمایز خانوم گوگوش است که هر گاه کنسرتهایش برگزار می شود بزرگ و کوچک . پیر و جوان . نسل اولی و نسل دومی و حتی نسل سومی ها با گوگوش به زمزمه می پردازند و مهمتر از آن اینکه با دخت فرزانه ایران زمین ارتباطی عاطفی و از سر مهر پیدا می کنند کم نیست شمار جوانان و نوجوانان دختر و پسر که حتی زبان فارسی را خوب بلد نیستند و شاید اصلا فارسی زبان هم نباشند و در اروپا یا امریکا بزرگ شده باشند اما آهنگهایی مثل طلاق . جاده . پرسش . مرداب و ....دیگر آهنگهای گوگوش را به قول معروف فوت آب هستند در کنسرت اخیر خانوم گوگوش که در سالن کداک تیاتر برگزار شد نیز این رویداد تکرار شد که فارسی زبان و غیر فارسی زبان با گوگوش و با شروع ترانه هایش به زمزمه پرداختند زیبایی دو شب به یاد ماندنی در این سالن وقتی دو چندان است که گلبانوی آسمانی مثل همیشه با شوخ طبعی و نشاطی مثال زدنی به روی صحنه می آید . این نیز از ویژگی های منحصر به فرد خانوم گوگوش است که همواره لبخند می زند هر چند دردل ممکن است کوهی از اندوه و مرارت داشته باشد اما او کسی نیست که غمهایش را به دیگران تزریق کند . گوگوش هر گاه به صحنه می آید با سرور می آید " طلاق " نخستین آهنگی است که دوستداران گوگوش با او به زمزمه می نشینند ... بشنو همسفر من از این قصه تلخ راه دشوار ... ای تو تک سوار این شب تار ... و تا آخر ترانه که توسط بزرگ و کوچک زمزمه می شود و خاطرات شیرین را در ذهن بزرگترها و یادهای تازه را در ذهن کوچکترها ورق می زند. شب خاطره با ترانه " پرسش " ادامه می یابد و باز زمزمه گوگوشدوستان و دوستداران بانوی آسمانی کم کم شکل می گیرد ... تو بزرگ ترين سوالی كه تا امروز بي جوابه نه تو بيداری نه تو خواب نه تو قصه و كتابه برای دونستن تو همه ي دنيا رو گشتم از ميون آتش و باد خشكی و دريا را گذشتم.. تو رو پرسيدم و خواستم از همه عالم و آدم بي جواب اومدم اما حالا از خودت مي پرسم تو رو بايد از كدوم شب از كدوم ستاره پرسيد از كدوم فال و كدوم شعر پرسيد و دوباره پرسيد تو رو بايد از كدوم گل از كدوم گلخونه بوييد تو رو بايد با كدوم اسب از كدوم قبيله دزديد غايب هميشه حاضر تو رو بايد از چي پرسيد از ته دره ي ظلمت يا نوك قله ي خورشيد ..و تا آخر باز زمزمه و باز همزبانی با مهربان ترین بانوی آسمانی ادامه می یابد. گوگوش در صحنه عطر و آیینه ترانه " اتاق من " را سر می دهد . ترانه ای به یاد وطن ترانه ای با یاد هنر مند توانا چارلی چاپلین و زمزمه همه دختران و پسرانی که چه خوب صدای گوگوش را هم آوایی می کنند به سفرهای درازی رفتم تا شب خستگی هاي تاج محل تا شب ساکت شیوا رفتم سفره ی شام پر از نان غزل هیچ کجا عزیز تر از وطن نبود هیچ اتاقی سایه گاه من نبود.... "دریایی" و " شب سپید " دیگر ترانه های این شب آسمانی است . دریایی که ترانه آن توسط ایرج جنتی عطایی سروده شده است یاد آور بهترین روزها و بهترین یادها برای دوستداران گوگوش است کمکم کن کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم کمکم کن کمکم کن نذار اینجا لب مرگو ببوسم کمکم کن کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد ماهی چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد..... این ترانه نیز مانند دیگر ترانه های به یاد ماندنی گوگوش در ذهن ها می ماند و در خاطره ها زمزمه می شود و اما " شب سپید " شاهکار بی نظیر گوگوش که با تلاش مهرداد آسمانی و شهیار قنبری خلق شده است و با لطف صدای دلنشین خانوم گوگوش نیز اجرا شده است . از شب سپید چه بگویم که این ترانه تحقق رویاهای آسمانی هنر مندی فرزانه است که در اوج احساس می خواند و. هنر مندی که با ترانه شب سپید بال در آسمانها می گشاید و در عین حال به زمین با همه خوبی ها و بدی هایش می اندیشد. ....برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم برای تصاحب رویای ماه به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم .... ." آفتابی " " مرهم " و " پل " سه ترانه به یاد ماندنی گوگوش بر قلب همه کسانی که آمده بودند تا از چهره تابناک دخت فرزانه ایران زمین بوسه بر چینند و به او دل بسپرند به خوبی نشست و عطش نشسته در کامشان را سیراب کرد. " آفتابی از ترانه های ماندگار گوگوش است و " مرهم " نیز مرهم زخمها و نیشتر هایی است که در اعصار مختلف بر قلب عاشقان نشسته است و پیر و جوان با این ترانه گوگوش خاطره دارند و آنرا زمزمه می کنند . زخمی تر از هميشه از درد دل سپردن سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن با قامتی شكسته از كوله بار غربت و " پل " نیز جایگاه خود را دربین عاشقان گوگوش دارد . پل تفسیر رویاهای همه کسانی است که برای خواب معصومانه عشق می خواهند بستری از گل بسازند ... برای خواب معصومانه ی عشق كمك كن بستری از گل بسازيم براي كوچ شب هنگام وحشت كمك كن با تن هم پل بسازيم كمك كن سايه بونی از ترانه برای خواب ابريشم بسازيم كمك كن با كلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازيم بذار قسمت كنيم تنهاييمونو ميون سفره شب تو با من بذار بين من و تو ، دستای ما پلي باشه واسه از خود گذشتن..... و زیبایی این ترانه دو چندان است و با زمزمه عاشقان گوگوش صد چندان می شود . گوگوش زیبایی شب آوازش را با ترانه " من آمده ام " به کمال می رساند " من آمده ام " اثر ماندگار گوگوش است که فریادگر عشق است . گوگوش در این اثر کم نظیر به صراحت و روشنی عشق را فریاد می زند و همه عاشقان نیز با او چنین همصدا می شوند که من آمده ام وای وای ، من آمده ام عشق فرياد كند من آمده ام كه ناز بنياد كنم من آمده ام آی .... اي دلبر من الهي صد ساله شوی در پهلوی ما نشسته همسايه شوی همسايه شوي كه دست به ما سايه كنی شايد كه نصيب من بيچاره شوی من آمده ام وای وای، من آمده ام...... و حالا نوبت به مرداب می رسد . مرداب شاه بیت سروده های اردلان سرافراز و شاهکار کم نظیر حسن شماعی زاده است که با مهر صدای گوگوش نازنین اجرا می شود . مرداب حکایت همه کسانی است که داغ عشق را بر چهره دارند و با گرمای نفسهای کویر زیسته اند . مرداب ترانه ای است که روایتگر آرزوهای چشمه خشکیده آرزوهای آدمی در عرصه تفتیده و ملتهب کویر روزگاران است ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم آرزو داشتم برم تا به دريا برسم " من و گنجشکای خونه " ناز ترین ترانه گوگوش است که در این شب آواز و در همه شب آوازهای گوگوش دوستدارانش را به زمزمه وا می دارد . این ترانه با خود نجابت همه گنجشکها را به همراه دارد و معصومیت نجیب ترین پرنده روی زمین را به دستهای آدمیان هدیه می کند هر چند دستهای آدمیان همیشه دستهای نوازشگر نیست اما معصومیت گنجشکها و نجابت ترانه گوگوش همیشگی و زمزمه برانگیزاست ..... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه باز میاییم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی من و گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی..... و هنوز سخاوت کلام گوگوش در این ترانه جاری است آنگاه که چنین می خواند همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام بسکه اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفس هام عطر حرفای قشنگت عطر یک صحرا شقایق تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ريایی بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی....... " کولی " و" گل بی گلدون " دو ترانه زمزمه برانگیز دیگرگوگوش است . این دو ترانه نیز در شباآوز اخیر گوگوش و همه جاهای دیگری که دخت فرزانه ایران زمین به اجرای برنامه می پردازد خاطره انگیز و اهورایی است . " کولی " حکایت شبهای بی فردا و قصه ماهی های دور مانده از دریا است .گوگوش با این ترانه برای مخاطبانش حکایت غربت و تنهایی را در قامت کولی ترسیم کرده است .... شب من پنجره ای بی فردا روز من قصه تنهایی ها "گل بی گلدون" نیز طراوتی خاص دارد . گل بی گلدون لبریز از هوای پاییزی با طراوت بهار است . زمزمه این اثر دلنشین گوگوش بدون هیچ اغراقی در همه کنسرت ها و شباوازها فراگیر و همگانی است .... میگفتی بی تو هیچم با من بمون همیشه نباشی من میمیرم گل بی گلدون نمیشه چه اشتباهی کردم حرفات و باور کردم و آن هوای سرد پاییزی با طراوت بهاری اینگونه چهره می گشاید .... یه روز سرد پاییز گلدونت و شکستی مثل عروس گلها تو گلخونه نشستی بهار میاد دوباره بازم تو رو میارن مثل گل زینتی تو گلخونه میکارن بازم به گلدونت میگی با من بمون همیشه میگی که بی تو میمیرم گل بی گلدون نمیشه چه اشتباهی میکنه حرفات و باور میکنه چه اشتباهی میکنه حرفات و باور میکنه... گوگوش همچنان می خواند و می خواند و دوستداارانش با او زمزمه می کنند و زمزمه می کنند ماه پیشونی - آخرین خبر- همسفر- غریب آشنا- من و تو – کوه و بمون تا بمونم همگی توسط گوگوش عزیز خوانده می شود و پژواک صدای گوگوش با زمزمه دوستدارانش در هوا می نشیند ... توي گسترده ي رويا اي سوار اسب ابلق دنبال كدوم مسيري توي تاريكي مطلق اي به رويا سرسپرده با توام اي همه خوبي راهي كدوم دياري آخه با اين اسب چوبي با توام اي كه تو فكرت با هر عشق و با هراسمي پشت هم گزارش سقوط برگ پشت هم خطابهء سایه ی مرگ خبر خود سوزی ترانه كش خبر توقیف یک صدای خوش خبر پریدن عطر گلاب خبر دزدیدن یک شعر ناب... تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته نبودنت فاجعه بودنت امنيته تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي قد آغوش مني نه زيادي نه كمي... تو از شهر غريب بی نشونی اومدی تو با اسب سفيد مهربونی اومدی تو از دشتای دور و جاده های پر غبار برای هم صدايی ، هم زبونی اومدی تو از راه مي رسي پر از گرد و غبار تمومه انتظار ، مياد همرات بهار چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت غريب آشنا ، دوستت دارم بيا.... من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره همیشه بین ما دیواره صد رنگه غروره نداریم هیچکدوم حرفی که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره من و تو من و تو من و تو..... تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام تو می دونی چی می گم تو گوش می دی به حرفام به چشم من به چشم من تو اون کوهی پر غروری بی نیازی با شکوهی طعم بارون بوی دریا رنگ کوهی تو همون اوج غریب قله هایی تو دلت فریاده اما بی صدایی... هم صدای خوبم بخون تا بخونم عمر من تو هستی بمون تا بمونم یه جا ابره آسمون یه جا پر از ستاره یه جا آفتابی آسمون یه جا می باره بی تو اما همه جا ابری و غم گرفتست ابر آسمون یه قطره بارونم نداره تو اگه باشی آسمون صافه غصه ها پشت کوه قافه با تو من بهارم بی تو شوره زارم وقتی هستی خوبم وقتی نیستی بی تو یه قاب شکسته رو دیوارم.... "" سکینه دایی قزی" دیگر ترانه به یاد ماندنی گوگوش است . ترانه ای شاد که شادی را در وجود همه میهمانان گوگوش تزریق می کند و سرانجام نوبت به " جاده " می رسد . جاده حکایتی نگفتنی دارد جاده ترانه ای است که همیشه و همه جا شنیدنی است و هر بار با شنیدنش حسی تازه در جان می آفریند . خدا گريه مسافرو نديد دل نبست به هيچ كس و دل نبريد آدما براي دوري از ديار جاده رو براي غربت آفريد جاده اسم منو فرياد ميزنه ميگه امروز روز دل بريدنه كوله باري كه پر از خاطره هاست روي شونه هاي لرزون منه ... و در زمزمه ها اینطور ادامه می یابد .... از تموم ادماي خوب و بد از تموم قصه هاي خوب و بد چي برام مونده به جز يه خاطره نقش گنگي تو غبار پنجره جاده آغوشش و وا كرده برام منتظر مونده كه من باهاش بيام قصه تلخ خداحافظي رو مي خونم با اينكه بسته است لبام پشت سرگذاشتن خاطره ها همه عشقها و دلبستگيا گوگوش همچنان پرانرژی و با نشاط ترانه های خاطره انگیز را اجرا می کند کویر- کج کلاه خان – نیمه گمشده من – و نمیاد نغمه های آسمانی اوست که یکی پس از دیگری از حنجره نغمه پرداز او بیرون می آید و توسط دوستدارنش زمزمه می شود . و اما نوبت به " پیشکش " و " خلوت " می رسد . این ترانه ها حسن ختام هنر آفرینی خانوم گوگوش است و معمولا در همه کنسرتها اینطور است . با این ترانه ها کنسرت گوگوش پایان نمی پذیرد بلکه با این ترانه ها دریچه ای به سخاوت کلام گلبانوی ترانه های ایرانی گشوده می شود که آغازی برای شنیدن است ... چی به پای تو بریزم لایق پای تو باشه چی بخونم که بتونه جای حرفای تو باشه پیشکشم برای تو یه سبد محبته از تو یک تبسمم واسه من غنیمته اگه کار من تمومه تو شروع دیگه هستی تو برای غمگساری سنت منو شکستی ... گوگوش هنوز می خواند شما هم زمزمه کنید .... من که سفره دلم پیش تو بازه ای که عشق تو همیشه چاره سازه " خلوت" هم پنجره ای به دنیای رویایی و عاشقانه بر دوستداران گوگوش می گشاید و سکر کلام این بانوی آسمانی را برای همیشه در ذهن آنان جاودان می سازد. يه تنهایی يه خلوت ، يه سايه بون ، يه نيمكت می خوام تنهاي تنها ، باشم دور از جماعت هوا خوشبو و تازه، به آرامش تن من حالا غرق نيازه به تنهايي رسيدن نفس از تن كشيدن برام اين چاره سازه يه تنهايي ، يه خلوت، يه سايه بون ، يه نيمكت ميخوام تنهای تنها، باشم دور از جماعت ... و شبی دیگر و شباوازی دیگر به پایان می رسد اما صدای زمزمه های دوستداران گوگوش عاشقان گوگوش و یاران همراه گوگوش همچنان شنیده می شود نفس هام در هوای يه صبح نازنينه برام تنها صدای طبيعت دلنشينه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 22:36 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 21:54 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
سلام به همه ی شما دوستان عزیز عید سعید قربان رو به همه ی شما دوستان عزیز تبریک می گیم ان شاالله در هر کجای این کشور پهناور هستید موفق و پیروز باشید
در اینجا جا داره از دوست بسیار عزیزم شیما جان تشکر کنم به خاطر این عکس های زیبایی که درست کرده امید وارم از دیدن این عکس ها لذت ببرید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:21 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته دوتا تنها یکیشون تو یکیشون من دیوار از سنگ سیاهه سنگ سردو سخت خارا زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما نمی تونیم که بمونیم زیر نگینیه دیوار همه ی عشق من و تو قصه هست قصه ی دیوار آه آه آه ... آه آه آه ... آه آه آه .... همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو با همین تلخی گذشته شب و روزای من و تو راه دوری بین ما نیست اما بز اینم زیاده تنها پیوند من و تو دست مهربون باد ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیرم واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم می میریم آه آه آه ... آه آه آه ... آه آه آه .... کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم شاید اونجا توی دلها درده بیزاری نباشه میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه .........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 17:50 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 19:58 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
امروز يکشنبه پنجم آذرماه 1385 ، بابک بيات آهنگساز برجسته ي کشور در اثر نارسائي کبدي در بيمارستان ايران مهر تهران ديده از جهان فرو بست. پيکر زنده ياد بابک بيات روز دوشنبه 6 آذرماه در قطعه هنرمندان در بهشت زهرا به خاک سپرده مي شود
ساخت موسيقي فيلم هاي "مرگ يزدگرد" ، "ريشه در خون" ، "آتش در زمستان" ، " اتوبوس" ، "سريال سلطان و شبان" ، "طلسم" ، "شايد وقتي ديگر" ، " نقطه شناخت" ، "کشتي آنجليکا" و عروسي خوبان از جمله کارهاي اين هنر مند است.ا
فرياد زير آب ، تپش و بوی سفر، ترانه های به ياد ماندنی که با صدای خواننده های سرشناسی چون داريوش ، ابی و گوگوش اجرا شده اند ؛ بخش کوچکی از آثار به يادماندنی آهنگسازی است که يک شنبه ، پنجم آذرماه درگذشت.
بیات از معدود آهنگسازانی بود که با وجود ساخت ترانه هايی که برخی از آنها مضامين سياسی داشتند پس از انقلاب از ايران خارج نشد و تا آخرين روزهای حيات خود، در کنار همسرش در تهران زندگی کرد.
عکسهای همیشه به یاد ماندنی با استاد احمد شاملو و داریوش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 17:55 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
تنها آشنا
گوش من سکوت از بر شد اما من از توم میشم
راه ما پر درد و غمگین بود اما تو با عشق سفرکردی
من میون راه نفس باختم اما تو از من حذ کردی ای تو تنها آشنای من حرف این نا آشنای بشنو تو به سایه ها دلو باختی اما من به نور دست تو تویی آخرین
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 19:28 توسط نگار و شیما و سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با نام و یاد خدا و عشق به ایران
با سلام و دورود و عرض خسته نباشید به همه ی شما عزیزان در این کره ی خاکی دوستان خوب ما 3 نفر عاشق و دلباخته ی بانوی بزرگ موسیق شاه ماهی هنر مسیقی ایران و یک دنیا و گل بانوی هر چه ترانه ی ناب ملکه ی زیبائی ها علیا مخدره خانوم گوگوش مشخصات هر کدام ما در زیر ذکر می کنیم ((شیما)) شیما سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ گیتار خواننده ی مورد علاقه : خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد ؟ بریتنی و ریکی مارتین رنگ مورد علاقه ؟ سفید به دلیل اینکه رنگ سفید یعنی آزادی ((نگار )) نگار سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ اورگ و گیتار خواننده ی مورد علاقه ؟ خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد ؟ نانسی و ریکی ماتین رنگ مورد علاقه ؟ مشکی به دلیل اینکه مشکی رنگ عشق ((سحر )) سحر سنم ... از کجا ؟ ... ساز مورد علاقه ؟ پیانو خواننده ی مورد علاقه : خانوم گوگوش خواننده ی خارجی زن و مرد؟ جنی فر لوپز و انریکو رنگ مورد علاقه ؟ آبی به دلیل اینکه رنگ آبی آرامش بخش است تنها جمله ای که هر 3 ما به همه ی بازدیدکنندگان تقدیم می کنیم !!! (( تفکر عشق آزادی )) برای اینکه تا ما فکر نکنیم عاشق نمی شیم حرف عشقم همیشه آزادی!!!!!!! و تمامی عکسها از سایت گوگوش تی وی هست بخاطره این همه زحمت از همه ی این دوستان عزیز و واقعا باید بگیم نازنین تشکر می کنیم و دستان تک تک انها زا می بوسیم خدا پشت و پناهتون |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|