تبليغاتX
گوگوش والاترین گل بانوی صحنه ها
گوگوش قلب کشور ما ایران است

 

گوگوش تک ستاره ی آسمان هنر

کنسرت

شاه ماهی هنر موسیقی ایران

در روز ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ میلادی سوئد

گوگوش در حال اجرای ترانه ی اهوی عشق

Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com

گوگوش قبل از اینکه به روی صحنه حاضر شود

Free Image Hosting - www.supload.com

گوگوش در شب کنسرتش در ۲۹دسامبر در لندن با صدای پر طنینش از ایران خواند

Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com

پشت صحنه گفتگویی کوتاه با خبرنگاران .

 گوگوش طبق همیشه در طول برنامه اش با لباسهای مختلف والبته فاخر

 بر روی صحنه حاضر شد 

Free Image Hosting - www.supload.com

فائقه  ملکه ی زیبایی و گوگوش زیباتر از زیبایی

Free Image Hosting - www.supload.com

 برگرفته از وبلاگ:

اینم وبلاگ دیگر فن های گوگوش و ابی دو صدای به یاد ماندنی ؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:18  توسط نگار و شیما و سحر | 

علاقه های شخصی گوگوش از زبان خودش

فصل مورد علاقتون کدومه؟ تابستون

چه گلی رو دوست دارید؟ رز زرد و ارکیده

عدد شانس برای شما کدوم عدده؟ هفت

اتومبیل مورد علاقتون ؟ مینی ماینر

از غذا های ایرانی کدومشو دوست دارید؟ دم پختک و چلوکباب

از میوه ها چی؟ طالبی

از چه رنگی خوشتون میاد؟ سفید

عزیز ترین موجود زندگی تون کیه؟ مایا دختر کامبیز

استقلالی هستید یا پرسپولیسی؟ استقلالی

از کدوم فوتبالیستها بیشتر خوشتون میاد؟ خداداد عزیزی و علی کریمی

از کدوم فیلم ها ایرانی قبل از انقلاب خوشتون میاد؟ فیلم ها صمد رو دوست دارم

بهترین بازیگران ایرانی از نظر شما چه کسانی هستن؟ سوسن تسلیمی و پرویز پرستویی

از خواننده های ایرانی خانم چه کسانی رو دوست دارید؟ پوران حمیرا هلن

از بین خواننده ها آقا کدوم؟ داریوش_ ابی_ مهرداد_مارتیک

ورزش مورد علاقتون چیه؟ شنا و تنیس

و در آخر تو دنیا از چه چیزی بدتون میاد؟ از دزد دروغگو و کلاه برداری

 

ممنون گوگوش نازنین ان شا الله که ۱۰۰۰ ساله

بشوی نازنینم آخه شما ها قضاوت گلهای من کدوم

خانومی این همه خوش سلیقه هستش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهش خدا تک به خدا گوگوش تکرار نشدنیه

شیما عزیزم دوستت دارم به این بلاگ سر

بزنید نمی دونید چقدر نازه زیباست یادتون نره ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 9:55  توسط نگار و شیما و سحر | 

نفس

اگه حتی بين ما فاصله يك نفسه

نفس منو بگيربرای يكی شدن اگه مرگ من بسه


نفس منو بگيرای تو هم سقف عزيز ای تو هم گريهء من


گريه هم فاصله بودختم اين قائله بودحدس گر گرفتنت گريهء آخر ما آخر بازي عشق


در تنور هر نفس غم نه ، اما كم كه نيست هم شب تازهء تو تركش پرتير عشق


سنگ سنگر هم كه نيست خوب ديروز و هنوز طرحی از من بر صليب

روي تن پوشت بدوزوقت عريانئ عشق با همين طرح حقير


در حريق تن بسوزپلك تو فاصلهء دست و كاغذ و غزل

من و عاشقانه بود

رستن از پيلهء خواب ای كليد قفل شعر

خواب شاعرانه بوداز ته چاه سكوت تا بلندای صدا

يار ما بودی عزيزدر تمام طول راه با منه عاشق ترين

هم صدا بودی عزيزحدس رو گردون شدن از من و از راه ماباور بی ياوری

روز انكار نفس روز ميلاد تو بودمرگ اين خوش باوری

خوب ديروز و هنوز طرحی از من بر صليب


روی تن پوشت بدوز



وقت عريانی عشق با همين طرح حقير

در حريق تن بسوزتو بگو غيبت دست غيبت هر چه نفس بين ما فاصله نيست


غيبت آخر تو كوچ مرغان صداختم اين قائله نيست


اگه حتی بين ما فاصله يك نفسه


نفس منو بگير


برای یكی شدن اگه مرگ من بسه


نفس منو بگيرنفس منو

بگير


ترانه ی نفس تقدیم به ملیون ها عاشق خانم گوگوش در سراسر دنیا

ببخشید که در آپدیت کردم  معذرت می خوام عزیزانم و سال نو براتون آرزهای قشنگترین ها را دارم

مواظب به خودتون باشه ان شا الله که این سال جدید با شادکامی شروع کردید

و با افتخار و خوبی به پایان برسونید خوشحال می شم بهم سر بزنید باور کنید

اینجا وقت نمی شه که آن بشم اگر آن بشم سعی می کنم برای همه ی عزیزانم

آف و میل بزنم دوستون دارم بای

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:2  توسط نگار و شیما و سحر | 

می گویند وقتی گوگوش می خواند خیلی ها با او همصدا می شوند و ترانه هایش را زمزمه می کنند . خیلی ها که حتی از نسل او نیستند نیز زیر لب ترانه هایش را زمزمه می کنند

این ویژگی منحصر به فرد ترانه های گوگوش و شاخصه متمایز خانوم گوگوش است که هر گاه کنسرتهایش برگزار می شود بزرگ و کوچک . پیر و جوان . نسل اولی و نسل دومی و حتی نسل سومی ها با گوگوش به زمزمه می پردازند و مهمتر از آن اینکه با دخت فرزانه ایران زمین ارتباطی عاطفی و از سر مهر پیدا می کنند

کم نیست شمار جوانان و نوجوانان دختر و پسر که حتی زبان فارسی را خوب بلد نیستند و شاید اصلا فارسی زبان هم نباشند و در اروپا یا امریکا بزرگ شده باشند اما آهنگهایی مثل طلاق . جاده . پرسش . مرداب و ....دیگر آهنگهای گوگوش را به قول معروف فوت آب هستند

در کنسرت اخیر خانوم گوگوش که در سالن کداک تیاتر برگزار شد نیز این رویداد تکرار شد که فارسی زبان و غیر فارسی زبان با گوگوش و با شروع ترانه هایش به زمزمه پرداختند

زیبایی دو شب به یاد ماندنی در این سالن وقتی دو چندان است که گلبانوی آسمانی مثل همیشه با شوخ طبعی و نشاطی مثال زدنی به روی صحنه می آید . این نیز از ویژگی های منحصر به فرد خانوم گوگوش است که همواره لبخند می زند هر چند دردل ممکن است کوهی از اندوه و مرارت داشته باشد اما او کسی نیست که غمهایش را به دیگران تزریق کند . گوگوش هر گاه به صحنه می آید با سرور می آید 

" طلاق " نخستین آهنگی است که دوستداران گوگوش با او به زمزمه می نشینند ... بشنو همسفر من از این قصه تلخ راه دشوار ... ای تو تک سوار این شب تار ... و تا آخر ترانه که توسط بزرگ و کوچک زمزمه می شود و خاطرات شیرین را در ذهن بزرگترها و یادهای تازه را در ذهن کوچکترها ورق می زند.

شب خاطره با ترانه " پرسش " ادامه می یابد و باز زمزمه گوگوشدوستان و دوستداران بانوی آسمانی کم کم شکل می گیرد ... تو بزرگ ترين سوالی كه تا امروز بي جوابه نه تو بيداری نه تو خواب نه تو قصه و كتابه برای دونستن تو همه ي دنيا رو گشتم از ميون آتش و باد خشكی و دريا را گذشتم.. تو رو پرسيدم و خواستم از همه عالم و آدم بي جواب اومدم اما حالا از خودت مي پرسم تو رو بايد از كدوم شب از كدوم ستاره پرسيد از كدوم فال و كدوم شعر پرسيد و دوباره پرسيد تو رو بايد از كدوم گل از كدوم گلخونه بوييد تو رو بايد با كدوم اسب از كدوم قبيله دزديد غايب هميشه حاضر تو رو بايد از چي پرسيد از ته دره ي ظلمت يا نوك قله ي خورشيد ..و تا آخر باز زمزمه و باز همزبانی با مهربان ترین بانوی آسمانی ادامه می یابد.

گوگوش در صحنه عطر و آیینه ترانه " اتاق من " را سر می دهد . ترانه ای به یاد وطن ترانه ای با یاد هنر مند توانا چارلی چاپلین و زمزمه همه دختران و پسرانی که چه خوب صدای گوگوش را هم آوایی می کنند به سفرهای درازی رفتم تا شب خستگی هاي تاج محل تا شب ساکت شیوا رفتم سفره ی شام پر از نان غزل هیچ کجا عزیز تر از وطن نبود هیچ اتاقی سایه گاه من نبود....

"دریایی" و " شب سپید " دیگر ترانه های این شب آسمانی است . دریایی که ترانه آن توسط ایرج جنتی عطایی سروده شده است یاد آور بهترین روزها و بهترین یادها برای دوستداران گوگوش است کمکم کن کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم کمکم کن کمکم کن نذار اینجا لب مرگو ببوسم کمکم کن کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد ماهی چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد..... این ترانه نیز مانند دیگر ترانه های به یاد ماندنی گوگوش در ذهن ها می ماند و در خاطره ها زمزمه می شود

و اما " شب سپید " شاهکار بی نظیر گوگوش که با تلاش مهرداد آسمانی و شهیار قنبری خلق شده است و با لطف صدای دلنشین خانوم گوگوش نیز اجرا شده است . از شب سپید چه بگویم که این ترانه تحقق رویاهای آسمانی هنر مندی فرزانه است که در اوج احساس می خواند و. هنر مندی که با ترانه شب سپید بال در آسمانها می گشاید و در عین حال به زمین با همه خوبی ها و بدی هایش می اندیشد.

....برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم برای تصاحب رویای ماه به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم ....

." آفتابی " " مرهم " و " پل " سه ترانه به یاد ماندنی گوگوش بر قلب همه کسانی که آمده بودند تا از چهره تابناک دخت فرزانه ایران زمین بوسه بر چینند و به او دل بسپرند به خوبی نشست و عطش نشسته در کامشان را سیراب کرد.

" آفتابی از ترانه های ماندگار گوگوش است و " مرهم " نیز مرهم زخمها و نیشتر هایی است که در اعصار مختلف بر قلب عاشقان نشسته است و پیر و جوان با این ترانه گوگوش خاطره دارند و آنرا زمزمه می کنند .

زخمی تر از هميشه از درد دل سپردن سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن با قامتی شكسته از كوله بار غربت
در جستجوی مرهم راهي شدم زيارت رفتم برای گريه رفتم برای فرياد مرهم مراد من بود كعبه تو رو به من داد....

و " پل " نیز جایگاه خود را دربین عاشقان گوگوش دارد . پل تفسیر رویاهای همه کسانی است که برای خواب معصومانه عشق می خواهند بستری از گل بسازند ... برای خواب معصومانه ی عشق كمك كن بستری از گل بسازيم براي كوچ شب هنگام وحشت كمك كن با تن هم پل بسازيم كمك كن سايه بونی از ترانه برای خواب ابريشم بسازيم كمك كن با كلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازيم بذار قسمت كنيم تنهاييمونو ميون سفره شب تو با من بذار بين من و تو ، دستای ما پلي باشه واسه از خود گذشتن..... و زیبایی این ترانه دو چندان است و با زمزمه عاشقان گوگوش صد چندان می شود .

گوگوش زیبایی شب آوازش را با ترانه " من آمده ام " به کمال می رساند " من آمده ام " اثر ماندگار گوگوش است که فریادگر عشق است . گوگوش در این اثر کم نظیر به صراحت و روشنی عشق را فریاد می زند و همه عاشقان نیز با او چنین همصدا می شوند که من آمده ام وای وای ، من آمده ام عشق فرياد كند من آمده ام كه ناز بنياد كنم من آمده ام آی .... اي دلبر من الهي صد ساله شوی در پهلوی ما نشسته همسايه شوی همسايه شوي كه دست به ما سايه كنی شايد كه نصيب من بيچاره شوی من آمده ام وای وای، من آمده ام......

و حالا نوبت به مرداب می رسد . مرداب شاه بیت سروده های اردلان سرافراز و شاهکار کم نظیر حسن شماعی زاده است که با مهر صدای گوگوش نازنین اجرا می شود . مرداب حکایت همه کسانی است که داغ عشق را بر چهره دارند و با گرمای نفسهای کویر زیسته اند . مرداب ترانه ای است که روایتگر آرزوهای چشمه خشکیده آرزوهای آدمی در عرصه تفتیده و ملتهب کویر روزگاران است ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم..... و تو ای دوستدار چشمه های روشن ولی خشکیده بدان که سرانجام شب به آتش کشیده خواهد شد و ما به فردا خواهیم رسید پس یک بار دیگر با او زمزمه کنید ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير .....

" من و گنجشکای خونه " ناز ترین ترانه گوگوش است که در این شب آواز و در همه شب آوازهای گوگوش دوستدارانش را به زمزمه وا می دارد . این ترانه با خود نجابت همه گنجشکها را به همراه دارد و معصومیت نجیب ترین پرنده روی زمین را به دستهای آدمیان هدیه می کند هر چند دستهای آدمیان همیشه دستهای نوازشگر نیست اما معصومیت گنجشکها و نجابت ترانه گوگوش همیشگی و زمزمه برانگیزاست ..... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه باز میاییم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی من و گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی.....

و هنوز سخاوت کلام گوگوش در این ترانه جاری است آنگاه که چنین می خواند همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام بسکه اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفس هام عطر حرفای قشنگت عطر یک صحرا شقایق تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ريایی بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی.......

" کولی " و" گل بی گلدون " دو ترانه زمزمه برانگیز دیگرگوگوش است . این دو ترانه نیز در شباآوز اخیر گوگوش و همه جاهای دیگری که دخت فرزانه ایران زمین به اجرای برنامه می پردازد خاطره انگیز و اهورایی است .

" کولی " حکایت شبهای بی فردا و قصه ماهی های دور مانده از دریا است .گوگوش با این ترانه برای مخاطبانش حکایت غربت و تنهایی را در قامت کولی ترسیم کرده است .... شب من پنجره ای بی فردا روز من قصه تنهایی ها
مانده بر خاک و اسیر ساحل ماهیم ماهی دور از دریا هیچکس با دل آواره من لحظه ای همدم و همراه نبود هیچ شهری به من سرگردان در دروازه خود را نگشود کولیم خسته و سرگردانم ابر دلتنگ پر از بارانم... ا اردلان سرافراز در ترانه سرایی و حسن شماعی زاده در آهنگسازی کولی ظرافت و زیبایی شگرفی به کار بسته اند . ظرافت و زیبایی که زیبنده صدای دلنشین گوگوش است
.

"گل بی گلدون" نیز طراوتی خاص دارد . گل بی گلدون لبریز از هوای پاییزی با طراوت بهار است . زمزمه این اثر دلنشین گوگوش بدون هیچ اغراقی در همه کنسرت ها و شباوازها فراگیر و همگانی است .... میگفتی بی تو هیچم با من بمون همیشه نباشی من میمیرم گل بی گلدون نمیشه چه اشتباهی کردم حرفات و باور کردم
چه اشتباهی کردم حرفات و باور کردم
....

و آن هوای سرد پاییزی با طراوت بهاری اینگونه چهره می گشاید .... یه روز سرد پاییز گلدونت و شکستی مثل عروس گلها تو گلخونه نشستی بهار میاد دوباره بازم تو رو میارن مثل گل زینتی تو گلخونه میکارن بازم به گلدونت میگی با من بمون همیشه میگی که بی تو میمیرم گل بی گلدون نمیشه چه اشتباهی میکنه حرفات و باور میکنه چه اشتباهی میکنه حرفات و باور میکنه...

گوگوش همچنان می خواند و می خواند و دوستداارانش با او زمزمه می کنند و زمزمه می کنند ماه پیشونی - آخرین خبر- همسفر- غریب آشنا- من و تو – کوه و بمون تا بمونم همگی توسط گوگوش عزیز خوانده می شود و پژواک صدای گوگوش با زمزمه دوستدارانش در هوا می نشیند ...

توي گسترده ي رويا اي سوار اسب ابلق دنبال كدوم مسيري توي تاريكي مطلق اي به رويا سرسپرده با توام اي همه خوبي راهي كدوم دياري آخه با اين اسب چوبي با توام اي كه تو فكرت با هر عشق و با هراسمي
رهسپار فتح قلب ماه پيشوني طلسمي توي دستاي نجيبت عكس ماه پيشوني داري واسه پيدا كردن جاش دنيا رو نشوني داري .....

پشت هم گزارش سقوط برگ پشت هم خطابهء سایه ی مرگ خبر خود سوزی ترانه كش خبر توقیف یک صدای خوش خبر پریدن عطر گلاب خبر دزدیدن یک شعر ناب...

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته نبودنت فاجعه بودنت امنيته تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي قد آغوش مني نه زيادي نه كمي...

تو از شهر غريب بی نشونی اومدی تو با اسب سفيد مهربونی اومدی تو از دشتای دور و جاده های پر غبار برای هم صدايی ، هم زبونی اومدی تو از راه مي رسي پر از گرد و غبار تمومه انتظار ، مياد همرات بهار چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت غريب آشنا ، دوستت دارم بيا....

من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره همیشه بین ما دیواره صد رنگه غروره نداریم هیچکدوم حرفی که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره من و تو من و تو من و تو.....

تو اون کوه بلندی که سرتا پا غروره کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام تو می دونی چی می گم تو گوش می دی به حرفام به چشم من به چشم من تو اون کوهی پر غروری بی نیازی با شکوهی طعم بارون بوی دریا رنگ کوهی تو همون اوج غریب قله هایی تو دلت فریاده اما بی صدایی...

هم صدای خوبم بخون تا بخونم عمر من تو هستی بمون تا بمونم یه جا ابره آسمون یه جا پر از ستاره یه جا آفتابی آسمون یه جا می باره بی تو اما همه جا ابری و غم گرفتست ابر آسمون یه قطره بارونم نداره تو اگه باشی آسمون صافه غصه ها پشت کوه قافه با تو من بهارم بی تو شوره زارم وقتی هستی خوبم وقتی نیستی بی تو یه قاب شکسته رو دیوارم....

"" سکینه دایی قزی" دیگر ترانه به یاد ماندنی گوگوش است . ترانه ای شاد که شادی را در وجود همه میهمانان گوگوش تزریق می کند و سرانجام نوبت به " جاده " می رسد . جاده حکایتی نگفتنی دارد جاده ترانه ای است که همیشه و همه جا شنیدنی است و هر بار با شنیدنش حسی تازه در جان می آفریند .

خدا گريه مسافرو نديد دل نبست به هيچ كس و دل نبريد آدما براي دوري از ديار جاده رو براي غربت آفريد جاده اسم منو فرياد ميزنه ميگه امروز روز دل بريدنه كوله باري كه پر از خاطره هاست روي شونه هاي لرزون منه ...

و در زمزمه ها اینطور ادامه می یابد .... از تموم ادماي خوب و بد از تموم قصه هاي خوب و بد چي برام مونده به جز يه خاطره نقش گنگي تو غبار پنجره جاده آغوشش و وا كرده برام منتظر مونده كه من باهاش بيام قصه تلخ خداحافظي رو مي خونم با اينكه بسته است لبام پشت سرگذاشتن خاطره ها همه عشقها و دلبستگيا
خيلي سخته ولي چاره ندارم جاده فرياد ميزنه بيا....

گوگوش همچنان پرانرژی و با نشاط ترانه های خاطره انگیز را اجرا می کند کویر- کج کلاه خان – نیمه گمشده من – و نمیاد نغمه های آسمانی اوست که یکی پس از دیگری از حنجره نغمه پرداز او بیرون می آید و توسط دوستدارنش زمزمه می شود .

و اما نوبت به " پیشکش " و " خلوت " می رسد . این ترانه ها حسن ختام هنر آفرینی خانوم گوگوش است و معمولا در همه کنسرتها اینطور است . با این ترانه ها کنسرت گوگوش پایان نمی پذیرد بلکه با این ترانه ها دریچه ای به سخاوت کلام گلبانوی ترانه های ایرانی گشوده می شود که آغازی برای شنیدن است ... چی به پای تو بریزم لایق پای تو باشه چی بخونم که بتونه جای حرفای تو باشه پیشکشم برای تو یه سبد محبته از تو یک تبسمم واسه من غنیمته اگه کار من تمومه تو شروع دیگه هستی تو برای غمگساری سنت منو شکستی ...

گوگوش هنوز می خواند شما هم زمزمه کنید .... من که سفره دلم پیش تو بازه ای که عشق تو همیشه چاره سازه
دوست دارم فدات کنم هر چی که دارم اما قلبت از محبت بی نیازه اگه کار من تمومه تو شروع دیگه هستی تو برای غمگساری سنت منو شکستی....

" خلوت" هم پنجره ای به دنیای رویایی و عاشقانه بر دوستداران گوگوش می گشاید و سکر کلام این بانوی آسمانی را برای همیشه در ذهن آنان جاودان می سازد. يه تنهایی يه خلوت ، يه سايه بون ، يه نيمكت می خوام تنهاي تنها ، باشم دور از جماعت هوا خوشبو و تازه، به آرامش تن من حالا غرق نيازه به تنهايي رسيدن نفس از تن كشيدن برام اين چاره سازه يه تنهايي ، يه خلوت، يه سايه بون ، يه نيمكت ميخوام تنهای تنها، باشم دور از جماعت ...

و شبی دیگر و شباوازی دیگر به پایان می رسد اما صدای زمزمه های دوستداران گوگوش عاشقان گوگوش و یاران همراه گوگوش همچنان شنیده می شود نفس هام در هوای يه صبح نازنينه برام تنها صدای طبيعت دلنشينه
مي خوام دور از هياهو ديگه تنها بمونم مي خوام اينجا براي دل خودم بخونم يه تنهایی يه خلوت، يه سايه بون ، يه نيمكت می خوام تنهای تنها، باشم دور از جماعت.....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 22:36  توسط نگار و شیما و سحر | 
 

 

گوگوش

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمی یاد

صدای گریه بارون توی ناودون نمی یاد

اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمی یاد

واسه ی این دل تنها دیگه مهمون نمی یاد

نمی یاد نمی یاد نمی یاد تا بدونه

جای خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوس نداره

واسه من گل بیاره

روی موهام بذاره

یادمه روزی که آشنا شدیم

روزی که مثل دو غنچه وا شدیم

وقتی اون بوسه لب هامو می بست

نم بارون رو لبامون می نشست

نمی یاد نمی یاد تا بدونه

خای خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوس نداره

واسه من گل بیاره

روی موهام بذاره

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمی یاد

صدای گریه ی بارون توی ناودون نمی یاد

اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمی یاد

واسه ی این دل تنها دیگه مهمون نمی یاد

نمی یاد نمی یاد نمی یاد تا بدونه

جایه خالیش تو خونه واسه من یه زندونه

دیگه اون دوس نداره

واسه من گل بیاره

روی موهام بذاره

یادمه روزی که آشنا شدیم

روزی که مثل دو غنچه وا شدیم

وقتی اون با بوسه لب هامو می بست

نم بارون رو لبامون می نشست

 

 

 ترانه ی زیبا ی نمیاد یکی از شاهکارها ی خانم گوگوش

تقدیم می کنم اول از همه به نگار عزیزم

و تقدیم به کسانی که واقعا گوگوش

دوست دارند عاشقانش

 گوگوش

 نگار و سحر

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 21:54  توسط نگار و شیما و سحر | 

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

عید سعید قربان رو به همه ی شما دوستان عزیز تبریک می گیم

ان شاالله در هر کجای این کشور پهناور هستید موفق و پیروز باشید

در اینجا جا داره از دوست بسیار عزیزم شیما جان تشکر کنم

به خاطر این عکس های زیبایی که درست کرده

امید وارم از دیدن این عکس ها لذت ببرید

شیما جونم خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:21  توسط نگار و شیما و سحر | 
                          

         توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن

                                            دو تا خسته دوتا تنها یکیشون تو یکیشون من

                   دیوار از سنگ سیاهه سنگ سردو سخت خارا

                                                              زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما 

                   نمی تونیم که بمونیم زیر نگینیه دیوار

                                                                 همه ی عشق من و تو قصه هست قصه ی دیوار

                                        آه آه آه ... آه آه آه ... آه آه آه ....

                همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو

                                             با همین تلخی گذشته شب و روزای من و تو

               راه دوری بین ما نیست اما بز اینم زیاده

                                          تنها پیوند من و تو دست مهربون باد

             ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیرم

                                         واسه ما رهایی مرگه تا رها بشیم  می میریم

                                       آه آه آه ... آه آه آه ... آه آه آه ....

            کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم

                                                         توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم

           شاید اونجا توی دلها درده بیزاری نباشه

                                                        میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه .........

 

                                         دوستت دارم شیما جونم  

                           

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 17:50  توسط نگار و شیما و سحر | 

 

بانوی ما 

بانوی مابانوی شعر و

و قصه هاتنها توییتنها تویی

همزاد سایه ی خداعطر تو گلبرگ

گلبرگ لالهبی مهری تو حرفی محاله

تو برترینی تو بهترینیاز آسمونی یا از زمینی

بانوی ما بانوی مابانوی شعر و قصه ها

تنها تویی تنها تویی همزاد

سایه خدااهل کجایی

 اهل کجایی

تو قاصدی از شهر

خدایی  بانوی مایی بانوی

 موندنی تر از هر صدایی بانوی ما

بانوی ما بانوی شعر و قصه هاتنها تویی

 تنها تویی همزاد سایه ی خدا

بانوی ما

این عکس زیبا از گل بانوی همیشه بهار خانم گوگوش تقدیم به

همه ی خوبان که به این بلاگ اومدند و از دوست

خوبمان  علیرضای عزیز در گروه

گوگوش لاو بابت کار زیبای

ایشان تشکر

میکنیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 19:58  توسط نگار و شیما و سحر | 

امروز  يکشنبه  پنجم آذرماه  1385 ، بابک بيات آهنگساز برجسته ي کشور در اثر نارسائي کبدي در بيمارستان ايران مهر   تهران ديده  از جهان فرو بست.  پيکر زنده ياد بابک بيات روز دوشنبه 6 آذرماه  در قطعه هنرمندان در بهشت زهرا به خاک سپرده مي شود
تاجيکستان دات کام اين ضايعه ي بزرگ را به  خانواده ي  بيات  بويژه به همسر بابک عزيز و نيز به جامعه ي  هنرمندان کشور  صميمانه  تسليت    مي گويد 
روانش شاد باد
بابك بيات  آهنگساز برجسته ايران درگذشت

بابك بيات  از آهنگسازان و موسيقيدانان  برجسته كشور روز يكشنبه به دليل عارضه نارسايي كبد در بيمارستان ايران ‌مهر تهران درگذشت.
1

بيات كه از چندي پيش به دليل نارسايي كبد در بيمارستان بستري بود، صبح امروز دارفاني را وداع گفت.
1
بيات در خرداد ماه 1325 در تهران متولد و از کودکي به موسيقي علاقه مند شد. او در 17 سالگي توسط استاد ميلاد کيايي با هنر موسيقي آشنا شد و سپس در 20 سالگي وارد هنرستان موسيقي شد. 1


ا
استاد بيات در 25 سالگي با ساخت موسيقي فيلم "خورشيد در مرداب" ، "برهنه " ، "سرعت" و سريال "جنگل  به اين عرصه از هنر موسيقي روي آورد.ا 

ساخت موسيقي فيلم هاي   "مرگ يزدگرد" ، "ريشه در خون"  ، "آتش در زمستان" ، " اتوبوس" ، "سريال سلطان و شبان"  ، "طلسم" ، "شايد وقتي ديگر" ، " نقطه شناخت" ، "کشتي آنجليکا" و عروسي خوبان از جمله کارهاي اين هنر مند است.ا

فرياد زير آب ، تپش و بوی سفر، ترانه های به ياد ماندنی که با صدای خواننده های سرشناسی چون داريوش ، ابی و گوگوش اجرا شده اند ؛ بخش کوچکی از آثار به يادماندنی آهنگسازی است که يک شنبه ، پنجم آذرماه درگذشت.

بابک بيات در طول سال های گذشته بارها نامزد دريافت جايزه سيمرغ بلورين رشته موسيقی متن در جشنواره  فيلم فجر شد و دو بار هم در سال های
۱۳۶۹ و۱۳۷۵ برای ساخت موسيقی متن فيلم های «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی و «سرزمين خورشيد» ساخته احمدرضا درويش، اين جايزه را دريافت کرد.

دکتر محمود خوشنام، کارشناس موسيقی در گفت و گويی  با راديو فردا درباره سابقه فعاليت حرفه ای او گفت: « بابک موسيقی را دير شروع کرد . ولی درعين حال شايد بزرگترين شانس او ورود به کلاس های شبانه هنرستان عالی موسيقی در سن
۲۰ سالگی و بهره بردن از دانش دو استاد برجسته ابلين و ثمين باغچه بان بود.»



دکتر خوشنام افزود : « به دليل آنکه بابک صدای خوبی داشت توانست در گروه آواز دسته جمعی هنرستان که زير نظر ابلين باغچه بان اداره می شد شرکت کند و بعد وقتی گروه کر اپرای تهران تشکيل شد به آن گروه پيوست. »

بابک بيات عزيز اهنگساز شاه ماهی هنر موسیقی ایران خانوم گوگوش و بقیه خوانندگان چشم از دنیا بست

دکتر خوشنام در گفتگو با رادیو فردا افزود: اين ترانه ها اکثرا ترانه های برجسته ای هستند که با سروده های ايرج جنتی عطايی و با صدای داريوش اقبالی اجرا شده اند . ترانه هايی مثل جنگل ،خونه ، بن بست ، فرياد زير آب و ... .

بابک بيات پس از سال های انقلاب به دليل محدوديت هايی که در زمينه ساخت ترانه ايجاد شده بود ، به ساخت قطعاتی برای موسيقی فيلم روی آورد. خوشنام در اين باره گفت: « اولين کار موسيقی فيلم بابک ، خورشيد در مرداب اثر ميم صفار و ديگری برهنه تا ظهر با سرعت  اثر خسرو هريتاش بود که اين دو اثر استعداد وی را در زمينه موسيقی فيلم نشان داد. »

از آثار برجسته بابک بيات در زمينه موسيقی متن فيلم می توان به  مرگ يزدگرد، شايد وقتی ديگر ، مسافران و ولايت عشق اشاره کرد.

وی همچنین در همکاری پرباری با احمد شاملو، شاعر بزرگ ایرانی، برای مجموعه هایی که شاملو در آنها با صدای خود اشعار  دیگران را اجرا می کرد، موسیقی ساخت که به مجموعه های ماندگاری چون «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» بدل شدند.

بیات از معدود آهنگسازانی بود که با  وجود ساخت ترانه هايی که برخی از آنها مضامين سياسی داشتند پس از انقلاب از ايران خارج نشد و تا آخرين روزهای حيات خود، در کنار همسرش در تهران زندگی کرد.

عکسهای همیشه به یاد ماندنی با استاد احمد شاملو و داریوش